با بورخس داشتند
و می گفتند او ساز شکار است چون به طور آشکارا از چه گوارا حمایت نکرده است !
حتی نرودا در اشعارش بورخس را به خاطر همین مسئله مسخره کرد !
در عوض بورخس هم که سالیان درازی را در حکومت ناظمی ژنرال خوان پرون گذراند ؛ می گفت :
همین که من به نظامی ها توجه نمی کنم و آن ها را نادیده می گیرم ؛ بزرگترین ضربه ایست که می توانم به آنها بزنم
نتیجه این اختلاف روش این شد که نرودا بعد از شنیدن خبر کودتا علیه سالوادوره آلنده رئیس جمهور محبوب شیلی
از غصه دق کرد و در مقابل بورخس تمام هفت سال حکومت پرون نوشت و نوشت تا آقای دیکتاتور فرار کرد!
این مطلب رو تو مجله ی همشهری جوان خوندم
همین باعث شد به این فکر کنم که نویسنده های ما چرا خبری ازشون نیست !
نه سکوتی ؛ نه فریادی !
اینجا نه کسی دق کرده ؛ نه کسی داره مینویسه ...





